X
تبلیغات
دست دوم
فتوکاتورهای شماره دوم ستون آزاد

منتشر شده در شماره دوم ستون آزاد سراسری

+ نوشته شده در 90/05/14ساعت 0:32 توسط بهمن مهران |

ماهنامه طنز و کاریکاتور ستون آزاد فارغ التحصیل شد

ماهنامه طنزوکاریکاتور ستون آزاد فعلا فقط در مشهد توزیع می شود.

+ نوشته شده در 90/04/05ساعت 22:46 توسط بهمن مهران

در شهر 54

پای توت و شله که میاد وسط، همه مشهدی ها میشن جاروبرقی!

یک مقام مسئول گفته که «خدمات در مناطق برخوردار و نابرخوردار در مشهد متوازن است.»

در همین رابطه یکی از شهروندان برخوردار که بهش برخورده بود، گفت:«برخوردار باشی، یه جور بهت برمیخوره، نابرخوردار باشی یه جور، ما قبلاً حاشیه نشین و کم برخوردار بودیم. کم میخوردیم، همیشه میخوردیم! البته بعضی وقت ها تو کوچه پس کوچه ها کتک هم می خوردیم! کلی هزینه و قرض کردیم اومدیم بالاشهر. تا اومدیم بالاشهر برخورد مردم با ما عوض شد! برخورد مردم که هیچ برخورد شهرداری هم با ما عوض شد! الان محله قدیم ما سجادی شده برا خودش! آقا ما غلط خوردیم!»

***

رئيس سازمان حمل و نقل و ترافيك شهرداری گفته «پارک ترافیک در مشهد احداث می شود.»

در همین رابطه یک بنده خدایی گفت: «خب پارک های مشهد که همش توش ترافیکه و توی تابستونی جای نشستن نیست، پارک ترافیک میخوایم چیکار؟ اصلاً جای نشستن نخواستیم، وامیستیم میله رو میگیریم! شما بگردین اگه یه دونه پیدا کردین! اینقدر ترافیک بوده که هر چی تکوندیم، فقط برگ و شپش و عنکبوت ریخت، دریغ از یک دونه توت! دریغ از یک قِیسی کُخی! پای توت و شله که میاد وسط، همه مشهدی ها میشن جاروبرقی!»

وقتی این بنده خدا رو از اشتباه درآوردم که توی این پارک قراره مسائل ترافیکی آموزش داده بشه و نظرش رو خواستم بدونم، گفت: «کِی قراره افتتاح بشه؟ کجاست؟ میخوام همین الان برم.» با خودمون گفتیم چه خوب استقبال کرد و بهش جواب دادیم که عجله نکن. به زودی. فعلاً همونجوری رانندگی کن! گفت: «نه، الان میرم. تا همین الان هم معلوم نیست توتی برای من گذاشته باشن!» و بدون راهنما زدن از پارک اومد بیرون و با لایی کشیدن لای ماشین ها با سرعت رفت. کجا رفت، نمی دونم. چون آدرسی بهش نگفتم!»

***

یک مقام مسئول گفته که «خطوط ويژه اتوبوس رضايت شهروندان مشهدي را به همراه دارد»

یک شهروند که روزانه چند تا اتوبوس عوض میکنه تا به محل کار سختی که داره میرسه، پس از شنیدن این خبر به ما گفت: «ولی قیمت های ویژه و جدید اتوبوس ها رضایت شهروندان رو به همراه نداره. هزینه های سوخت اتوبوس هاتون زیاد شده به دولت فشار بیارین بهتون بیشتر پرداخت کنه نه اینکه فشارش روی مردم بیاد. حداقلش با این من کارت ها بعضی از مسیرهای کوتاه رو ارزون ترش کنین... ولی چه فایده. صدای ما به کسی نمیرسه.» بهش گفتم: «چی؟! هیچی متوجه نشدم!» جملات قبلی رو بلندتر گفت. همه اش رو متوجه شدم. میخواستم بهش بگم من شنیدم در آینده میخوان همچنین کاری بکنن ولی دیدم قبل از گفتن این جمله شروع کرد به ادامه کارش که دریل برقی آسفالت کن بود! خب معلوم بود اینجوری صداش به هیچ جا نمیرسه!

منتشره در ستون آزاد 54

+ نوشته شده در 90/03/25ساعت 20:39 توسط بهمن مهران |

در شهر
واقعا که!

معاون سازمان آتش نشاني گفته که «کمبود نيروي انساني از مشکلات سازمان آتش نشانيه.»
اي جوانان جوياي کار، آتيش که ترس نداره! بچه از آتيش ميترسه! فوقش يه ذره اوف ميشين ديگه! به جان خودم نباشه، به جان شما، من خودم آدم کله گنده اي هستم، وگرنه ميرفتم سازمان آتش نشاني! فکر نمي کنم کلاه آتش نشاني توي کله گنده من جا بشه!
در روز حدود چهارهزار تماس با آتش نشاني گرفته ميشه که از اين تعداد 30 تماسش عملياتيه و 30 مورد هم مردم تماس ميگيرن و سوال هايي که نميدونم از کجاشون در ميارن!، ميپرسن. بقيه تماس ها يعني 3940 هزار تماس ربطي به امداد رساني نداره! احتمال ميدم اين آدم هاي بيکار با 110 و 137 و 115و 162 و اينا کار دارن ولي سر راه يه تماسي هم با آتش نشاني ميگيرن، يه فوت مستحبي هم ميکنن! اتفاقاً همين الان از 110 و 137 و 115و 162 با برنامه ما تماس گرفتن و گفتن اکثر کساني که در روز با اونجا تماس ميگيرن با اونجاهاي ديگه کار دارن!
***
مديرعامل سازمان پارك‌ها و فضاي سبز گفته که مشاركت مردم در حفظ و نگهداري فضاي سبز افزايش يافته‌ است.
ايشون درست ميگه. کساني هستن که ديوار خونه شون رو در حين ساخت وساز دور فضاي سبز محله شون کشيدن تا بتونن تو خونه به خوبي ازش نگهداري کنن! اوستا هم يه نگاه اينور کرده و يک نگاه اونور، در سه سوت ديوار رو قوسي شکل دور فضاي سبز کشيده!
***
مديرعامل سازمان پسماند شهرداري گفته که مشهد بالاترين آمار تفکيک زباله کشور رو داره.
در همين رابطه نامه اي به دستم رسيده که با چند واو کم و زياد براتون قرائت مي کنم:
«ميو! وظيفه خودميو دونستميو که بوسيله اين ناميو از شميو تشکر کنميو. از وقتيو زباله هاييو تفکيک شديو، منو خانواده اميو رو ميبرميو، فست فوديو! با منو! تا هر چيو خواستنيو بخورنيو! در ضمن پسرخاله اميو، «گربان پلنگ منش» هم اينجاست و به شميو از همين طريق زبون درازيو و تشکر مي کنديو! زبون درازيو به خاطر اينکه اون روز از دست ماميوران عقيوم کنندگي شميو مثل پلنگ جيميو شد. از اون روز الگيوي بچه گربه ها شده و پيوسترش رو به در و ديفال اتاق هاشون ميزننديو. و تشکر به خاطر تفکيک زباليو! چون معده اشيو به برخي زباله ها حساسه و حالا ديگه دميو گاري هاي زباله هاييو تفکيک شديو، فقط از ميز اردُويو غذاي سبک ميخوريو!
گربون شما، نماينديوي گربه ها»
***
مثل اينکه طولاني‌ترين نقاشي طبيعت شهري در مشهد رنگ به طول يک کيلومتر در پارک ملت توسط کودکان کشيده شده.
در همين رابطه يکي از شهروندان از چهارراه آزادشهر تماس گرفته و گفته که «آخه مسئولين حسابي! شما نبايد به اين کودکان بگين چي بکشن؟! تازه بايد بعضي هاشونم که نقاشي شون خيلي خوبه، نذارين تو مسابقه شرکت کنن! غير از همه اينها، شما با خودتون نميگين ممکنه نقاشي به اين طولاني اي تا توي چهارراه هم بياد؟! يکي شون ورداشته به جاي ديوار بتني حاشيه چهارراه، مسير باز خيابون رو کشيده! مثلاً خير سرم ميخواستم جلوي نامزدم تريپ هنر رانندگي بيام! ديروز هم بيمه ماشين تموم شده بود! امروز هم قرار بود قرار مدارهاي نهايي مون رو با نامزدم بذارم! واقعا که!»
***
شهردار منطقه پنج گفته که مرتفع سازي ساختمان‌ها بايد مورد توجه ويژه باشه.
باز هم در همين رابطه نامه اي که آدرسش نامشخصه برامون اومده:
«سلام. اگه همينجور ساختمون هاتون رو بيارين بالا خب مشکلات خودتون حل ميشه، ولي مشکلات ما اضافه ميشه. الان تو محله ما کلي ساختمون يک طبغه ديده ميشه که همون ساختمون هاي مرتفع شماست ديگه! باز شما که خوبه، من  موندم با شهرداري تهران چکار کنم؟ چند باري هم تغاضاي ملاغات حضوري با جناب غاليباف دادم ولي هنوز موافغت نکردن. همين تيزي نوک برج ميلاد يه مغدار ما رو اذيت ميکنه!
غربان شما، غول لوبياي سحرآميز»

منتشره در ستون آزاد 53

+ نوشته شده در 90/03/04ساعت 0:45 توسط بهمن مهران |

راهکارهای عشق ورزی...

فرهنگسرای ستون آزاد مطرح می کند:

راهکارهای عشق ورزی به همسر

مثل اینکه همه نهادهای فرهنگی دست به دست هم دادن (خواهران با خواهران، برادران با برادران!) تا هر جور شده دست جوون ها رو تو دست هم بذارن. (حالا خواهران با برادران و برادران با خواهران!) جوون پول نداره، کار نداره ولی میدونن که دل داره! اینا هم دست گذاشتن رو همین دل لامصب! هر چی فرهنگسراست تو شهر داره همایش ها و برنامه هایی با موضوع مهربانی و محبت و عشق و معیارهای ازدواج و راهکارهای عشق ورزی به همسر و شکوه همسرداری و عدم تنظیم خانواده و اینا برگزار میکنه. فرهنگسرای ستون آزاد هم تصمیم گرفته که نه چندان هماهنگ با فرهنگسرای خانواده شهرداری که برای خودش کلی همایش اینجوری داره، راهکارهای عشق ورزی به همسر رو مطرح بکنه. فقط مشغول ذمبه این! اگه این راهکارها رو در جای دیگه ای استفاده کنین!

یک یا چند مورد از موارد زیر رو برای عشق ورزی به همسرتون انتخاب کنین و نتیجه اش رو به فرهنگسرای ما اعلام کنین. (اعلام نکردین هم نکردین، ممکنه با بیل و کلنگ به اون سنگینی بیاین فرهنگسرا، همسایه ها بهتون بگن اینا از اینجا رفتن!)

- هدیه بدین. مهم نیست هدیه چه قیمتی داشته باشه، مهم اینه که نشون دهنده محبت و عشق و علاقه شما باشه. یه بار دیگه مرور می کنیم. پس مهم نیست هدیه چه قیمتی داشته باشه، هر قیمتی داشته باشه، باید جونتون در ره، اقساطش رو پرداخت کنین!

- هر وقت همسرتون به شما هدیه ای میده، بلافاصله ازش استفاده کنین. فقط اگه پالتویی چیزی بهتون هدیه داد و دیروقت هم بود بلافاصله ی بلافاصله هم استفاده نکردین، نکردین! البته انتخاب با خودتونه. اگه پالتو تو رختخواب اذیتتون نمیکنه خب بپوشین تا نشون بدین همه سختی ها رو به خاطر همسرتون تحمل میکنین!

- وقتی همسرتون توی خونه مشغول خونه تکونیه، یک ناهار ویژه از بیرون بخرین بیارین خونه که یه وقت گشنه نمونین. همسرتون کارش که تموم شد یه نون پنیری چیزی، خودش میزنه! یادتون باشه به خانمتون بگین دستت درد نکنه امروز خونه رو تمیز کردی، چون باعث شدی بالاخره بعد از مدت ها یک غذای خوب بخورم!

- تمام اوقات فراغت آخر هفته رو با هم سر ببرید. سر ببرید نه سر ببرید! میگیرینتون اعدامتون میکنن ها! اصلش اینه: تعطیلاتتون رو با همسرتون به سر ببرید! ما خودمون ختم پروژه و اضافه کاری و ماموریت و جلسه فوری و اینجور صفاسیتی ها با رفقاییم! پس زنتون رو نپیچونین یا کم بپیچونین!

- روی تقویم تاریخ تولد همسرتون، سالگرد ازدواجتون و روزهای خوشی رو که با همسرتون داشتین علامتگذاری کنین و برای اون روزها برنامه های خاصی داشته باشین. البته اگه چند تا زن دارین یا این کار رو کلاً نکنین، چون سرتون و تقویمتون شلوغ میشه! و یا چند تا تقویم و چند تا گاو صندوق تهیه کنین!

- یک سری از کارشناس ها میگن همسران خوشبخت در مسیر های مشخص با هم پیاده روی های طولانی می کنند. ولی من میگم چه کاریه! با تاکسی برین، سریع برگردین! بیاین کپه مرگتون رو بذارین باید سرصبح برین سرکار!

- سعی کنین هر چند روز یک بار برای همسرتون گل به خونه بیارین. ولی یه وقت نرین پول بی زبون رو بدین گل فروشی! این دم عیدی شهرداری کلی گل تو شهر میکاره. تو مسیر از هر باغچه یکی هم که بکنید، خودش میشه یک دسته گل زیبا! اینجوری همزمان یک دسته گل هم به آب دادین!

-بعد از ازدواج یه نام شاعرانه براش انتخاب کنین که فقط شما با اون اسم صداش میزنین. «هوی» قبول نیست! مثلاً پروانه یا اسم یک حیوون دیگه برای خانم ها! یا گاو یا اسب برای آقایون... خیلی هم شاعرانه است. (اسب حیوان نجیبیست!) البته یک عده این اسامی شاعرانه رو در اواسط یا اواخر زندگیشون برای همدیگه انتخاب میکنن که دیگه یکم دیر شده!

- نقاشی کوچکی که در اون احساساتتون رو به تصویر کشیدین، براش بکشین....نه ولش کن، نمیخواد. این مورد رو فراموش کنین!

- پنج جمله ای که می تونید همیشه به همسرتون بگین اینا هستن: تو بهترین هستی، همیشه دوستت خواهم داشت، عالی ترین همسر دنیایی، خیره کننده و جذابی، تو تنها عشق حقیقی من هستی...ور نزن دیگه بذار بخوابیم، صبح هزار تا بدبختی داریم!

و....

+ نوشته شده در 90/02/17ساعت 22:29 توسط بهمن مهران |